حسين مروج

486

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

سوگند مقدم است . شرح لمعه ، كتاب اجاره مستأمر - كسى كه از او دستور گرفته مىشود . در عرف فقيهان ، كسى كه در عقد بيع شرط گرديده است كه نسبت به فسخ و يا لزوم معامله اظهارنظر كند . موارد استعمال : مستأمر فقط مىتواند اظهار نظر نمايد فسخ بيع و امضاى آن در اختيار او نيست . شرح لمعه ، كتاب متاجر مستأمر - با كسر ميم ، كسى كه با شخص ديگر مشورت مىكند . در عرف فقها ، كسى را گويند كه در عقد بيع به نفع او شرط گرديده كه مىتواند با شخص ثالث مشورت كند . موارد استعمال : اختيار قول مستأمر در فسخ و امضاى عقد بيع براى مستأمر لازم نيست . شرح لمعه ، كتاب متاجر مستأمن - كسى كه از او امان خواسته شود . قاموس فقهى در عرف فقها ، كسى است كه مال مردم به او به عنوان امانت ( به‌طور وديعه ، عاريه ، ضيافت ) سپرده مىشود . موارد استعمال : مستأمن در صورت خيانت ، مانند سارق دست او قطع نمىشود . شرح لمعه ، كتاب سرقت مستأمن - با كسر ميم ماقبل نون ، كسى كه به او تأمين جانى و مالى و عرضى و دينى داده شود . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : مسلمان مستأمن اگر با امان داخل دار الحرب شود و از آن‌جا مالى بدزدد اعادهء آن مال واجب است . شرايع ، كتاب جهاد مستبصر - كسى كه در نگريستن توانا باشد . در عرف فقيهان ، مقصود از آن شيعهء دوازده امامى مىباشد . موارد استعمال : بنابر قولى عبادتهايى را كه مستبصر قبل از استبصار بر وفق مذهب شيعه انجام داده است ، صحيح است . جواهر الكلام ، جلد 17 مستثنيات دين - به قسمتى از اموال مديون ( مانند خانه ، مركب ، لباس و غيره ) گفته مىشود كه جهت پرداخت ديون او فروش آنها جايز نيست . موارد استعمال : خانهء مسكونى از مستثنيات دين است . تحرير الوسيله ، كتاب دين مستجار - كسى كه از او پناه خواسته شود . قاموس قرآن در عرف فقيهان ، محلى است در پشت خانهء كعبه كه درست در مقابل درب كعبه واقع و نرسيده به ركن يمانى است و نيز « ملتزم » و « متعوّذ » به آن گفته مىشود . در شوط هفتم التزام ( دستها را به ديوار بيت پهن نمايد درحالىكه شكم و خدّ او به بيت چسبيده است ) به مستجار مستحب است . جواهر الكلام ، ج 19 مستحبّ - امرى كه در شرع به آن ترغيب شده ولى به حد فرض نرسيده است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : كسب مستحب آن است كه جهت توسعهء زندگى عيال و نفع جامعه